نظريه‌هاي نجومي به انديشيدن پردازد و اگر تمايلي داشتند به آنان فرصت مي‌داد تا درباره‌ٴ آنها بحث كنند. چنين بود كه دُوران سن‌پورسني دومينيكي از اين ناگزيري براي بيان انديشه‌هايش‌ سود جست‌، كه همان انديشه‌هاي بطليموس بود كه به‌وسيله‌ٴ ابن هيثم بازسازي شد (يازدهم ـ 1) و سپس از سوي فرانسيسياني چون ريچارد ميدلتني (سيزدهم ـ 2) و برنار وردوني (سيزدهم ـ 2) از آن پشتيباني گرديد.
دو فيلسوف برجسته‌، ژان ژاندوني و ژان بوريدان هردو به نجوم علاقه‌ٴ ژرفي داشتند و هردو از نظريات بطليموس پشتيباني كردند. بايد توجه داشت كه هر منجم فرانسوي در آن عصر پيرو بطليموس بود؛ علي‌رغم اين واقعيت كه ارسطو در اوج اعتبار قرار داشت‌. منجمان اسلامي‌ نارسايي‌هاي مجسطي را دريافته بودند و برخي اصلاحات پيش‌نهاد شده بود، ولي اين‌ اصلاحات هيچ كدام‌، از جمله اصلاحات جابربن افلح (دوازدهم ـ 1) يا بطروجي (دوازدهم ـ 2) قانع كننده نبود. آيين بطليموس با همه‌ٴ نارسايي‌اش بهتر از نظام پيش‌نهادي بطروجي به‌ نظر مي‌رسيد. براي ما مردم عصر حاضر درك اين مطلب آسان است كه هيچ اصلاحي در فقدان انقلاب كُپرنيكي نمي‌توانست داراي چندان ارزشي باشد و اين انقلاب هنوز در زهدان‌ زمان پنهان بود.
تحسين از بوريدان به‌خاطر موضوع ديگري است‌. او و يك فرانسيسي ايتاليايي به‌نام‌ فرانچسكوي ماركايي نخستين كساني بودند كه مي‌پنداشتند مكانيك معمولي را به‌حق مي‌توان‌ به اجرام آسماني بسط داد و اصول مكانيك اجرام آسماني تفاوتي با مكانيك زميني ندارد.1 اين‌ تنها يك پيش‌گويي بود و تشخيص دقيق آن تا آغاز سده‌ٴ هفدهم طول كشيد. گفت‌وگو از منجمان‌ و فيلسوفان فرانسوي سده‌ٴ چهاردهم به عنوان پيشاهنگان گاليله كاري ابلهانه است‌، ولو اين‌كه‌ سرانجام گاليله و نيوتن بر برخي از اين حدس‌ها صحه نهادند.
برگرديم به نجوم عملي‌. ژان دو لين‌يِـر فهرستي از ستارگان فراهم ساخت و ميل دائرةالبروج را با دقت چشم‌گيري تعيين كرد؛ او و شاگردش يوهان ساكسوني به اصلاح زيج آلفونسي پرداختند


1. بايد افزود كه اين دانشمندان فرانسيسي كه چنين مطالبي را پيش كشيدند، در واقع‌، سخت تحت تأثير نظام پيش‌نهادي ابن‌هيثم (نيمه اول سده يازدهم‌ ميلادي‌) در كتاب هيئةالعالم قرار داشتند. ابن‌هيثم دراين كتاب ــ كه چندين بار در سده‌هاي ميانه به عبري‌، لاتيني و اسپانيولي برگردانده شده بود ــ به اصلاح‌ جنبه‌هاي نا ارسطويي نظام بطليموسي پرداخت‌؛ بدون آن‌كه در اصل آن تغييري پديد آورد. شايد ماندگارترين سهم اين اثر در سير تحول دانش نجوم همين‌ باشد كه به نظريه‌ٴ افلاك بطليموسي سرشت مكانيكي بخشيد و افلاك سماوي را از صورت الگوهايي صرفاً هندسي ـ رياضي براي توجيه حركات ظاهري اجرام‌ آسماني به‌درآورد. درباره‌ٴ تأثيرپذيري راجر بيكن‌، ماركايي و ديگر محققان فرانسيسي از اين اثر نك‌: سرآغازهاي علم در غرب‌، اثر ديويد س‌. ليندبرگ (ترجمه‌ٴ ف‌. بدره‌اي‌، 1377، ص 366). ــ و.